تبليغاتX
عشق اسماني -

عشق اسماني

عاشق ومعشوق

اهل کاشانم روزگارم بد نیست 

تکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن ذوقی

مادری دارم بهتر از برگ درخت

دوستانی بهتر از آب روان

وخدایی که در این نزدیکی است:

لای این شب بوها پای آن کاج بلند

روی اگاهی آب روی قانون گیاه

من مسلمانم

قبله ام یک گل سرخ

جا نمازم چشمه  مهرم نور

دشت سجاده من است

من وضو با تپش پنجره ها می گیرم

در نمازم جریان دارد ماه  جریان دارد طیف

سنگ از پشت نمازم پیداست

همه ذرات نمازم متبلور شده است

من نماز را وقتی می خوانم

که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو

من نمازم را پی (تکبیرت الاحرام ) علف می خوانم

پی (قدقامت) موج ...........................

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 17:23  توسط نسترن  |