تبليغاتX
عشق اسماني

عشق اسماني

عاشق ومعشوق

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 17:8  توسط نسترن  | 

کسی رادوست دارم که مهربانی هایش گفتنی نیست

چشمان زیبایش در نقاشی هایم کشیدنی نیست

 

کسی را دوست دارم که دل دریاییش پراز مرواریدهای زیباست

ساحل وشن وماسه های آرام آن همیشه تنهاست

 

کسی را دوست دارم  که مرا دوست نداشت اما به یادم بود

زیر باران تنهایی چترمهربانش سایبان وپناهم بود

 

کسی رادوست دارم که ذکر خوبی هایش درکلام همه هست

مگرمیشود دریچه های محبت دل را به روی او بست

 

کسی را دوست دارم که در قلب من خانه وجایش است

سنگفرش خیابان هم به خود می نازد که زیر پایش است

 

کسی رادوست دارم که مرا به آفتاب مهربانی نزدیک کرد

اما بعد از رفتنش دلم را دوباره مثل اول تاریک کرد

 

کسی را دوست دارم که راه روشن زندگی را به من آموخت

بعد از آن رفت ودلم با یادگاری هایش سوخت

گلم  به خداخیلی دوست دارم

کاش تو هم یه ذره منو دوست داشتی !!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 16:7  توسط نسترن  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 14:2  توسط نسترن  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 14:2  توسط نسترن  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 14:0  توسط نسترن  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 14:0  توسط نسترن  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 13:59  توسط نسترن  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 13:58  توسط نسترن  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 13:57  توسط نسترن  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 13:51  توسط نسترن  |